آره خب !
خيلي بده اين كه "ما هيچ دوستي نداشته باشيم" !
ولي بدتر از اون ،
اينه كه دوستاني داشته باشيم و
مجبور باشيم
با دروغ و ترس نگهشون داريم!
توي رفتار باهاشون خودمون،
هرچي كه هستيم، نباشيم!
اينكه نگران باشيم
مبادا فلان حرفو بزنيم
و از دستشون بديم!
مبادا از فلان رفتار ما بدشون بياد و مجبور باشيم
خودمون رو بخاطرشون عوض كنيم...
و ترسناك ترين قسمتش اونجاست
كه جرأت اين رو نداشته باشيم
كه ايرادشون رو با صراحت بهشون بگيم
ك يه وقت از دستشون نديم!
ماها ذاتاً بازيگرهاي خوبي هستيم
براي هم!
ممكنه تو زندگيمون دوستاي خيلي زيادي رو دور خودمون جمع كنيم
و با بودن در كنارشون لذت ببريم
و خيلي چيزارو فراموش كنيم...
اما طعم واقعي زندگي رو چه كسايي چشيدن؟
يه نگاه به تاريخ بندازيد
آدمهاي تاثير گذار تاريخ،
همشون يه زماني تنها ترين بودن!
و همشون!
تاكيد ميكنم،
همشون اين رو ثابت كردن
كه "اگه خودِ خودت باشي،
هرجوري باشي،
هميشه كساني هستن
كه تورو دقيقاً همونجوري ميخوان و پا به پات تا آخر دنيا ميان!!
ممكنه دير پيداشون بشه،
ممكنه سالهاي زيادي تنها باشي ،
ولي امان از وقتي كه بيان... "
برچسب:
نویسنده: آرتمیس قربانی